کرونا، هوش مصنوعی و پیچ مهم تاریخ بشریت
نویسنده: شاهرخ کاوه

کرونا؛ آنچه زندگی کردیم، اما ندانستیم
در ماه پایانی سال 2019، دفتر سازمان جهانی بهداشت (WHO) در چین، اولین نشانههای بیماری جدیدی که بعدها کووید 19 (COVID-19) یا کرونا نامیده شد، را کشف و اعلام کرد.[1] کرونا بیماری واگیرداری بود که به سادگی بین انسانها منتقل میشد و در جهشهای گوناگونی که داشت و بسته به شرایط بدنی هر انسان، قسمتهای مختلفی از بدن فرد را درگیر میکرد. این بیماری در مدت زمان کوتاهی منجر به مرگ بسیاری از انسانها گردید و انسانها ناگزیر به دوری از یکدیگر شدند.
در مدت زمان تقریبی دو سال که کووید جانِ انسانهای بیشماری را در سراسر دنیا گرفت، انسانها سبک جدیدی از زندگی را تجربه کردند. بسیاری از انسانها خواسته یا ناخواسته از خانه کار کردند، مراجعات حضوری به مکانهای عمومی به حداقل رسید، خریدها آنلاین شد، بسیاری از فعالیتهای اجتماعی لغو شد، تفریحها به حداقل رسید، مهاجرتها نیمهکاره ماند، مسافرتها لغو شد، کودکان به مدرسه نرفتند، آموزشها از راه دور شد و در یک کلام، زندگیها دیجیتالی شد و انسان تنهاتر شد. بدین ترتیب، انسان دریافت که بسیاری از کارها را میتوان با دوری از یکدیگر انجام داد. هرگاه انسانها به عمد یا غیر عمد در مکانی دور هم جمع میشدند، نیروی عظیمی تلاش میکرد آنها را از یکدیگر دور کند و به خانهها یا به بیمارستانها براند. انسان اگرچه از سبک جدید زندگی خود ناراضی بود و برای پایان آن روزشماری میکرد، به آن عادت کرده بود و خود را با آن سازگار کرده بود.
کرونا رفت، هوش مصنوعی آمد
در ماه پایانی سال 2022 و به تقارن تاریخی با اعلام رسمی ویروس کرونا، -زمانی که امواج خروشان کرونا فروکش کرده بود و بسیاری از انسانها با مهار آن نفس راحتی میکشیدند- شرکت OpenAI از محصولی رونمایی کرد که حیرت دنیا را برانگیخت.[2] این محصول ChatGPT نام داشت. ChatGPT یک ربات چت (ChatBot) بود (و هست) که به کمک هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) قادر بود پرسش انسانها را مانند یک انسان پاسخ دهد. اگرچه اولین تحقیقات و تلاشهای انسان برای خلق هوش مصنوعی به ورکشاپی در سال 1956 برمیگردد[3]، این تلاشها در طول سالیان گاه کم اثر و گاه به دلیل نبود منابع سختافزاری قوی کمرنگ بود. بزرگترین شرکتهایی که تا آن زمان از هوش مصنوعی به شکل گستردهای استفاده میکردند، گوگل و فیسبوک بودند و هیچگاه هوش مصنوعی تا این حد در دسترس عموم قرار نگرفته بود و بهجز مهندسان نرم افزار و اهل فن، کمتر کسی از توانمندی آن آگاه بود. نقطهی قوت OpenAI در تولید ChatGPT استفاده از سختافزارهای قوی و آموزش منابع بیشماری از کتب، علوم و مفاهیم مورد استفادهی انسان به این مدل هوش مصنوعی بود که به آن LLM یا Large Language Model گفته میشود. همچنین، این اولین نمایش همگانی از یک مدل هوش مصنوعی بود که میتوانست مانند انسان، به زبان انسان صحبت کند یا بنویسد. در سالهای بعد، شرکت OpenAI نسخههای جدیدتری از ChatGPT را رونمایی کرد که هر یک از نسخهی قبل حیرت انگیزتر بود. به موازات تلاشهای این شرکت، شرکتهای بزرگ و کوچک دیگری نیز برای ارائهی محصولاتی مشابه یا محصولاتی برپایهی هوش مصنوعی تلاشهای بسیاری کردند. این تلاشها روزبهروز بیشتر میشود و در بازار رقابتی سرمایهداری، هیچ یک از غولهای فنآوری قصد ندارد قافیه را به دیگری ببازد.
هوش مصنوعی، دستیار دوست داشتنی امروز ما
در فصل اول سال 2025 هستیم و بسیاری بر این باورند که هوش مصنوعی آمده تا زندگی را برای انسان سادهتر کند. این فنآوری آمده تا در کنار ما باشد و به ما کمک کند تا زندگی بهتری را تجربه کنیم. هوش مصنوعی یک ابزار است که بسیاری از کارها را با سرعت بالایی انجام میدهد و موهبتی است که به ما کمک میکند در کارهای تخصصی خود یا کارهای روزمره سرعت بیشتری داشته باشیم و در قالب اپلیکیشنهای مختلف به ما خدمترسانی میکند.
- من نویسندهام، از او میخواهم به من ایده بدهد تا یک مقاله یا کتاب جدیدی بنویسم.
- من عکاسم، از او میخواهم عکسهای انتزاعی خلق کند تا با ایده از آنها، خودم بهترش را خلق کنم.
- من برنامهنویسم، بهجای اینکه الگوریتمها را خودم بنویسم از هوش مصنوعی کمک میگیرم و خودم نرم افزار را طراحی میکنم.
- من خانهدارم، ازش میخواهم یک دستور غذای خوشمزه به من بده و او همیشه در کنارم است.
- من حوصلهام سر رفته! باهاش گپ میزنم و مثل یک همدم با من حرف میزند.
- من دانش آموزم، امروز راه حل یک مساله که درست متوجه نشده بودم را ازش پرسیدم و راهنماییم کرد.
- من کارگردانم، یک پلان که توی ذهنم بود را ازش خواستم و با کمی تلاش آن چیزی که مد نظرم بود را ایجاد کرد.
- من متخصص SEO هستم، ازش خواستم برام یک متن با کیفیت که برای یک کلمه کلیدی خاص بهینه شده تولید کند و خیلی کارم را جلو انداخت.
- …
به لیست بالا میتوانید دهها و صدها مورد دیگر اضافه کنید.
چه در انتظار ماست؟
درحالیکه بسیاری از انسانها که تا سال 2022 نمیدانستند هوش مصنوعی چیست، از این فنآوری مسرور هستند و از استفاده از ابزارهای مجهز به هوش مصنوعی سرمست هستند، من اما این روزها با خود ژرف میاندیشم که چرا انسان چنین کرد و چه در انتظار ماست؟ با دوستان خود صحبت میکنم و به آنها هشدار میدهم که بحرانهایی مانند بیکاری عمومی پیش رو خواهد بود، اما آنها با سادهانگاری میگویند «هوش مصنوعی را انسان خلق کرده و همواره در اختیار و کنترل انسان خواهد بود». کارمندها میگویند «کارفرماها به ما احتیاج خواهند داشت، آنها به هرحال متخصصان هوش مصنوعی میخواهند». برخی دیگر میگویند «کاری که قرار است با هوش مصنوعی از دست برود، همان بهتر که برود!» عدهای دیگر میگویند «شما ببینید این هوش مصنوعی الآن کجاست و ما چه تخصصهایی داریم! او هیچگاه نمیتواند جای انسان را بگیرد، او آمده که کار ما را راحت کند. کار سنگین که از او بخواهی، متوجه میشوی که یک اسباب بازی است!».
به اعتقاد من، هوش مصنوعی یک ابزار نیست. هوش مصنوعی صرفا یک دستیار نیست. بلکه یادگیری ماشین و شبکه عصبی، شبیهسازی عملکرد یادگیری مغز انسان است. هوش مصنوعی در آینده شبیهسازی مغز انسان خواهد شد. نسخهی عمومی ChatGPT، ابتدا از یک چت بات بامزه شروع شد، اما به سرعت توانست صحبت هم بکند. در ابتدا برای چت کردن و گفتوگو جذاب به نظر میرسید اما اکنون ترجمه میکند، تولید محتوا میکند، محاسبات ریاضی انجام میدهد، برنامهنویسی میکند، عکس میسازد، سناریو مینویسد، فیلم میسازد، آهنگسازی میکند، معلم میشود و یاد میدهد، کتاب خلاصه میکند، مقالهی دانشگاهی مینویسد و هزاران کار دیگر انجام میدهد. بله او هر تخصصی که شما دارید را میتواند انجام دهد. هوش مصنوعی یک ابزار نیست، اما در ابزارهای بیشماری قابل استفاده است. هوش مصنوعی تخصص انسانها را تقلید میکند و نسخهی بهتر و سریعتری از آن را ارائه میکند. او همان کاری را میکند که انسانها میکنند، فقط از آنها الگوبرداری میکند و چینش منحصر به فردی به آنها میدهد و یک اثر جدید خلق میکند. سرعت یادگیری و رشد معلوماتش نمایی است، در حالیکه سرعت یادگیری انسان خطی است. این گزاره یعنی هرچه زمان رو به جلو پیش میرود، با صرف زمان کمتری به دستاوردهای بیشتری میرسد و بسیاری از متخصصین مدلهای هوش مصنوعی معتقدند روزی خواهد رسید که هوش مصنوعی از هوش انسانی فراتر میرود. آن روز را تکینگی فناورانه (Technological Singularity) مینامند و زمانی فراخواهد رسید که هوش مصنوعی عمومی Artificial General Intelligence (AGI) توانایی درک یا یادگیری هر کار فکری را که یک انسان میتواند انجام دهد را دارد، بهطوریکه قادر خواهد بود مدلهای هوش مصنوعی که خود محصول آن است را نیز بهراحتی بسازد و مدیریت و عیبیابی کند. در ساخت مدلهای هوش مصنوعی از الگوریتمهای بهینهسازی استفاده میشود که همواره به بهتر شدن خروجی آنها کمک میکند. هوش مصنوعی، شبیهسازی مغز انسان با سرعت پردازش الکتریکی است. پس هر آنچه یک انسان بتواند یاد بگیرد و به عنوان حرفه یا تخصص انجام دهد، هوش مصنوعی هم خواهد توانست، حتی اگر در حال حاضر نتواند.
چندی پیش، مصاحبهای از ایلان ماسک و Jack Ma (موسس گروه علی بابا) را میدیدم [4] [5]. در این ویدیو، ایلان ماسک تاکید میکرد که در آینده، جمعیت کرهی زمین به شدت سقوط خواهد کرد و جک ما با تایید حرف ایلان ماسک ادعا میکرد ما کارآفرینان بزرگ دنیا، قصد داریم برنامههایی را در جهان پیاده کنیم تا انسانها بهجای اینکه 5 روز در هفته 8 ساعت کار کنند، تنها 2 روز را 4 ساعت کار کنند و بقیهی وقت خود را به علاقهمندیهای خود بگذرانند. در آن زمان با خود گفتم جالب است، اما چگونه؟ اکنون با رشد روزافزون هوش مصنوعی، میتوان فهمید که چگونه قرار است انسان کمتر کار کند.
کرونا دریچهی ورود به عصر هوش مصنوعی
تصور کنید هوش مصنوعی به قدری در زندگی روزمره و حرفهای ما رخنه کرده که انسانها بهجای کمک گرفتن از تخصص دیگر انسانها، نیازهای خود را تا جای ممکن با استفاده از رباتها و هوش مصنوعی تامین میکنند. بیشتر انسانها از خانه کار میکنند، مراجعات حضوری به مکانهای عمومی به حداقل میرسد، خریدها آنلاین شده است، فعالیتهای اجتماعی به شدت کم شده، تفریحها به حداقل رسیده، مسافرتها کم شده، واقعیت مجازی شما را به همه جا میبرد، کودکان به مدرسه نمیروند و آموزشها به کمک هوش مصنوعی انجام میشود، دستیار ربات شما کارهای خانه را انجام میدهد. زندگیها دیجیتالی شده و انسان تنهاتر شده است. صبر کنید! چقدر آشناست! مرا به یاد دوران قرنطینهی کرونا میاندازد!
بحران بیکاری جدی است
حال تصور کنید شما یک کارفرما هستید. ابزارهای متعددی در اختیار شما و کارمندان شما قرار دارد که با هزینهی ناچیزی میتوانید آنها را در اختیار بگیرید و بهرهوری کسب و کار خود را افزایش دهید. اکنون آیا شما حاضرید به کارمندان خود حقوق سابق را بپردازید در حالیکه میتوانید اشتراک ارزان یک یا چند ابزار مجهز به هوش مصنوعی را تهیه کنید و بهجای یک تیم چند نفره، یک اپراتور کاربلد هوش مصنوعی را استخدام کنید؟ جواب ساده است، خیر! یک کارفرما همواره به دنبال کاهش هزینهها و افزایش حاشیهی سود خود است. بنابراین، یک یا دو نفر از اعضای تیم را نگه داشته و بقیه را اخراج میکند. حال تصور کنید که این اتفاق در سطح جامعه و در سطح جهان رخ دهد. چه بحرانی پیش روست؟ بله، بحران بیکاری! اگر ادعای Jack Ma در خصوص کاهش ساعات کاری بهجای 40 ساعت در هفته به 16 ساعت را معیاری برای کاهش میزان کار انسانها در نظر بگیریم، پس احتمالا حقوق توافقی شما با کارفرماها به همین نسبت کاهش خواهد داشت. بسیار میشنوم که میگویند در زمان انقلاب صنعتی یا در زمان انقلاب اتوماسیون نیز انسانها هراس از دست دادن شغلشان را داشتند، اما شغلها با اینکه از بین رفت، اشکال جدیدی به خود گرفت، بنابراین انسانها بیکار نشدند. اما اینبار متفاوت است. شما یادگیری مغز انسان را شبیهسازی کردهاید، و یک ابزار نساختهاید. عدهای دیگر میگویند ما به تخصص مهندس هوش مصنوعی رو خواهیم آورد. اما مساله این است که مگر دنیا به چند نفر متخصص هوش مصنوعی نیاز دارد؟ این بازار اشباع میشود. ضمنا این تخصص نیز تا زمانی دوام دارد که هوش مصنوعی هنوز نتوانسته خودش مدلهای هوش مصنوعی دیگری خلق کند. بنابراین، بیکاری عمومی یک معضل اقتصادی-اجتماعی در سطح جهان خواهد بود که نمیتوان از آن به سادگی عبور کرد.
تکینگی (Singularity) بسیار نزدیک است
«تکینگی» که معادلسازی شدهی واژهی Singularity در انگلیسی است، مفهومی است که ابتدا در فیزیک مورد استفاده قرار گرفت. این مفهوم در ابتدای مهبانگ (بیگ بنگ) رخ داده و همچنین در مرکز سیاهچالهها رخ میدهد. سیاهچاله، ناحیهای در فضا-زمان با گرانشی بسیار نیرومند است که هیچ چیز حتی ذرات و تابشهای الکترومغناطیسی مانند نور نمیتوانند از میدان گرانش قدرتمند آن بگریزند.
ری کورزویل (Rey Kurzweil) نویسندهی کتاب «تکینگی نزدیکتر است» (The Singularity Is Nearer)، تکینگی فناورانه را نقطهای در آینده میداند که در آن هوش مصنوعی از هوش انسانی فراتر میرود و سرعت رشد فناوری چنان شتاب میگیرد که برای انسان قابل درک یا پیشبینی نیست. این کتاب که در سال 2024 منتشر گردید، نسخهی بازنگری شدهای از کتاب قبلی او به نام «تکینگی نزدیک است» (The Singularity Is Near) است که در سال 2005 منتشر شد.
ری کورزویل در کتاب تکینگی نزدیکتر است، دو پیش بینی حیرتانگیز دارد که هنوز زمان لازم است تا صحت آنها مورد ارزیابی قرار گیرد:
- تا سال ۲۰۲۹ هوش مصنوعی به سطح هوش انسانی خواهد رسید (به گفته کورزویل، AI از نظر درک و استدلال مانند انسان خواهد شد).
- تا سال ۲۰۴۵ تکینگی فناوری و همجوشی کامل انسان و ماشین رخ میدهد.
علت انتشار نسخهی بازنگری شدهی این کتاب، ظهور هوش مصنوعی بوده است. به عبارت دیگر، همانطور که وی در زیرعنوان نام کتاب خود آورده (عبارت When we merge with AI در زیر عنوان کتاب)، زمان وقوع تکینگی با قدرت گرفتن هوش مصنوعی (از آنچه در کتاب قبلی پیش بینی شده) به ما نزدیکتر خواهد بود.
نمودار زیر مقایسهای از میزان رشد هوش انسانی در زمان با میزان رشد هوش مصنوعی در زمان را نشان میدهد.

ملاحظه میشود که ما به این نقطه بسیار نزدیک هستیم. نقطهای که شیب منحنی رشد هوش مصنوعی تند میشود و به گفتهی ری کورزویل از این نقطه به بعد نمیتوان پیش بینی کرد که در آینده چه خواهد شد.
از آنجا که پیشرفت تکنولوژی در آینده نیز میتواند بر کوتاهتر شدن زمان رسیدن به تکینگی تاثیر بگذارد، این احتمال وجود دارد که ما پیش از سال 2045 به نقطهی تکینگی برسیم.
شاید بگویید ری کورزویل هم نظر شخصیاش را در کتابهایش بیان کرده و مانند بسیاری از پیشبینیها ممکن است اشتباه باشد. برای پی بردن به اینکه چرا پیشبینی ری کورزویل قابل تامل است و چرا نباید آنرا نادیده گرفت، در ادامه بهطور خلاصه به بیوگرافی او و پیشبینیهای محقق شدهی جالب وی میپردازم.
ری کورزویل یک مخترع، آیندهپژوه، نویسنده و مهندس آمریکایی است که به خاطر پیشبینیهای دقیقش دربارهی آینده فناوری شناخته میشود. او از چهرههای برجستهی حوزهی هوش مصنوعی، پردازش زبان طبیعی، و رابط مغز و ماشین محسوب میشود. او از سال ۲۰۱۲ مدیر مهندسی در گوگل در زمینه توسعه سیستمهای هوش مصنوعی زبان طبیعی بوده است. ری کورزویل در چند دهه گذشته، پیشبینیهای بسیاری دربارهی آینده فناوری انجام داده که بسیاری از آنها به طرز شگفتانگیزی دقیق بودهاند.
برخی از مهمترین پیشبینیهای او عبارتند از:
- شکست شطرنجبازان حرفهای توسط ماشینها
او در دههی ۸۰ میلادی پیشبینی کرده بود که کامپیوترها تا پایان دهه ۹۰ قادر به شکست قهرمانان شطرنج خواهند بود. در سال ۱۹۹۷، Deep Blue ساخت IBM، گری کاسپارف (قهرمان جهان) را شکست داد. - گسترش اینترنت و دستگاههای هوشمند
در هه ۹۰ پیشبینی کرده بود که در دهه ۲۰۱۰ افراد به اینترنت پرسرعت و بیسیم دسترسی خواهند داشت و دستگاههای کوچکی مثل تلفنهای همراه با قابلیتهای چندرسانهای همهگیر خواهند شد. با ظهور گوشیهای هوشمند، وایفای، و شبکههای اجتماعی این پیشبینی بهطور کامل محقق شد. - استفاده از ابزارهای پوشیدنی و واقعیت افزوده
او پیشبینی کرده بود که ابزارهای پوشیدنی مثل عینکهای هوشمند و واقعیت افزوده در دهه ۲۰۱۰ در دسترس خواهند بود. محصولاتی مثل Google Glass، ساعتهای هوشمند و برنامههای واقعیت افزوده نمونههایی از این روند هستند.
پیچ مهم تاریخ بشریت در آستانهی ورود به عصری جدید
چه دوست داشته باشیم و چه نه، ما در نزدیکی یکی از پیچهای مهم تاریخ بشریت هستیم. پیچ مهمی که در اثر وجود یک سیاهچاله بهوجود آمده و در حال تغییر جهت دادن به مسیر زندگی بشر به درون خود است. این سیاهچاله دریچهی ورود به عصری جدید است. اکنون در حوالی این سیاهچاله، احتمالا آشوب را احساس میکنید. زندگی متزلزل شده و ثبات کافی ندارد. بهموازات تحولاتی که در اثر تکنولوژی بهوجود آمده و خواهد آمد، تحولات سیاسی و جغرافیایی نیز در حال وقوع است که میتوان تحت سناریوی «نظم نوین جهانی» آنرا تحلیل کرد. در روز 11 سپتامبر 1990 سناریوی نظم نوین جهانی توسط جرج بوش پدر بهطور رسمی مطرح گردید[6] و به تقارن آن در 11 سپتامبر 2001 با حمله به برجهای دوقلوی تجارت جهانی در امریکا، این تغییر بزرگ در دنیا کلید خورد. اگرچه ما به عنوان انسانهایی که در خاورمیانه زندگی میکنند، سالهاست شاهد آشوبهای سیاسی-نظامی ناشی از این نظم نوین جهانی هستیم و در حقیقت آغاز این نظم جدید از سال 2001 بوده است، اما چنانچه بخواهیم مسیر جدید تکنولوژی و تزلزلهای سیاسی، جغرافیایی، اقتصادی، سلامت و همچنین تزلزلهای روانی بشر در کل دنیا از جمله اروپا و امریکا را مدنظر قرار دهیم، میتوان آغاز همهگیری کرونا در آستانهی سال 2020 را نقطهی عطفی در زندگی بشر و آغاز مسیر جدیدی که بشر پا در آن نهاده است دانست. از آن پس دنیا رنگ آرامش را به خود ندیده است. بشر در حال ورود به عصر جدیدی است که تبعات آنرا در قالب آشفتگیها احساس میکند. از هر کس در هر کجای دنیا که بپرسید، حداقل به لحاظ اقتصادی یا به لحاظ سیاسی نگران آینده است. اما آنچه هیچ کس هنوز بهطور جدی نگران آن نیست، نگرانی از آیندهی بشریت است.
هر نابسامانی روزی رنگ خواهد باخت، اما آنچه گریبان انسان را رها نخواهد کرد تکنولوژی است. تکنولوژی انسانها را از هم دور خواهد کرد و زندگی دیجیتالی را اجباری خواهد کرد و نیاز به باهم بودن و بههم نیاز داشتن در نظر انسان کمرنگتر خواهد شد. تکنولوژی انسان را از انسان بودن نیز دور خواهد کرد و موجود جدیدی برخواهد ساخت.
عصر Cyborgها
ما در حال ورود به عصر ماشینهای معنوی هستیم. به زودی شاهد رباتهایی خواهیم بود که نیاز عاطفی ما را نیز تامین میکنند. شما در آینده نه تنها برای رفع نیازهای روزمرهی خود و گرفتن مشاوره، بیشتر از انسانها به رباتها مراجعه خواهید کرد، بلکه برای گریز از تنهایی نیز به رباتها بیشتر اعتماد خواهید کرد. همانطور که اکنون استفاده نکردن از گوشی هوشمند در طول روز، زندگی دشواری را برای شما خواهد ساخت.
اما این پایان راه تکنولوژی نیست! شاید پذیرش آن سخت باشد، اما تکنولوژی قرار است وارد بدن انسان شود و هویت انسانی ما را نیز تحت تاثیر قرار دهد! برای درک بهتر، بیایید کمی واقعبینانهتر و روی زمین صحبت کنیم. در حال حاضر دو تکنولوژی وجود دارد که میتوانند در آینده رباتها را وارد بدن انسان کرده و خدمات بیشماری به بدن انسان بدهند؛ یکی تکنولوژی تراشهی مغز و دیگری نانو رباتها.
1. تکنولوژی تراشه مغز [7]
این تکنولوژی در حال حاضر قابلیتهای زیر را دارد:
- برقراری ارتباط مستقیم مغز با رایانه (Brain-Computer Interface یا BCI)
این تراشه امکان ارسال و دریافت سیگنالهای عصبی را بین مغز انسان و دستگاههای دیجیتال فراهم میکند.
- درمان بیماریهای عصبی
از جمله بیماریهایی مثل پارکینسون، صرع، افسردگی شدید، آسیب نخاعی، و حتی نابینایی یا ناشنوایی.
- بازگرداندن توانایی حرکت به افراد دچار فلج
با ارسال سیگنالهای مغزی به ابزارهای کمکی مثل اسکلتهای رباتیک یا حتی رایانهها، افراد میتوانند بدون حرکت فیزیکی، فرمان صادر کنند.
اما این تکنولوژی یا تکنولوژیهای مشابه آن در آینده قادر خواهند بود کارهای خارق العادهتری انجام دهند. از جملهی این قابلیتها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- یادگیری فوقسریع
تصور کن بتوانی زبان جدیدی را فقط در چند دقیقه «دانلود» کنی، یا یک مهارت پیچیده را فقط با اتصال به پایگاه داده بیاموزی! - افزایش حافظه و تمرکز
تراشه میتواند مانند یک حافظه کمکی برای مغز عمل کند، درست مثل داشتن یک فلش مموری داخل ذهن. - اتصال مغزها به هم (brain-to-brain communication)
در آینده شاید بتوانیم بدون گفتوگو و تنها با فکر کردن، با دیگران ارتباط برقرار کنیم—چیزی شبیه تلهپاتی علمی! - کنترل دستگاهها فقط با فکر
از گوشی و لپتاپ گرفته تا خانه هوشمند و خودرو؛ همه چیز میتواند تنها با تصور ذهنی کنترل شود. - واقعیت مجازی عمیقتر
به جای استفاده از هدست، خود مغز وارد محیط مجازی میشود؛ تجربهای بسیار واقعیتر و عمیقتر از بازیها و فیلمهای VR فعلی. - بازگرداندن بینایی و شنوایی
با اتصال مستقیم به مراکز بینایی و شنوایی مغز، افرادی که به دلایل عصبی بینایی یا شنوایی خود را از دست دادهاند، ممکن است دوباره بتوانند ببینند یا بشنوند. - کنترل اعضای مصنوعی با ذهن
قطع عضو دیگر مانعی برای زندگی فعال نخواهد بود؛ زیرا اندامهای رباتیک یا پروتزها مستقیماً با سیگنال مغز کنترل خواهند شد. - تشخیص و درمان زودهنگام اختلالات روانی یا عصبی
تغییرات غیرعادی در الگوهای سیگنال مغزی میتوانند به عنوان هشدار اولیه برای بیماریهایی مثل آلزایمر یا افسردگی شدید عمل کنند.
2. تکنولوژی نانو رباتها [8]
این تکنولوژی در حال حاضر قابلیتهای زیر را دارد:
- درمان سرطان
نانو رباتها میتوانند دارو را مستقیماً به سلولهای سرطانی منتقل کنند بدون اینکه به سلولهای سالم آسیب برسانند. این باعث کاهش عوارض جانبی شیمیدرمانی میشود. - جراحی بدون برش
نانو رباتها میتوانند وارد رگها یا بافتهای بدن شده و اعمال جراحی را با دقت بالا انجام دهند. - کنترل و تشخیص بیماریها
این رباتها میتوانند در داخل بدن حرکت کرده و با بررسی نشانههای مولکولی، بیماریها را در مراحل اولیه تشخیص دهند. - نانو رباتها قادرند مواد سمی، کلسترول اضافی یا پاتوژنها (مانند ویروسها و باکتریها) را شناسایی کرده و از بدن حذف کنند.
- با استفاده از نانو رباتها میتوان داروها را دقیقاً به محل مورد نظر در بدن منتقل کرد، در نتیجه مصرف داروها مؤثرتر و کمخطرتر میشود.
پیش بینی میشود نانو رباتها نیز در آینده بتوانند قابلیتهای زیر را انجام دهند:
- فکر کردن و تصمیمگیری با سرعت کامپیوتر
کافیست انسان بتواند درون نورونهای مغز نانو ربات قرار دهد و این نانو رباتها مسئولیت انتقال پیامهای بین نورونهای مغز را برعهده بگیرند. بنابراین، انتقال پیام بین نورونهای مغز نیاز به فعل و انفعالات شیمیایی ندارد، بلکه پیامها با سرعت الکتریسیته بین نورونها منتقل میشود و مغز انسان برای فکر کردن یا تصمیمگیری و محاسبات چند میلیون برابر سریعتر خواهد شد. - بازسازی بافتها
در آینده، نانو رباتها ممکن است بتوانند سلولهای آسیبدیده را ترمیم یا با سلولهای جدید جایگزین کنند. - بازسازی مسیرهای عصبی آسیبدیده
در بیماریهایی مانند پارکینسون، آلزایمر یا ضایعات نخاعی، ارتباط بین نورونها دچار اختلال میشود. نانو رباتها میتوانند این مسیرها را بازسازی یا جایگزین کنند.
- واسط مغز و کامپیوتر (Brain-Computer Interface – BCI)
نانو رباتها میتوانند سیگنالهای نورونی را به شکل دیجیتال رمزگذاری کرده و برای تعامل با سیستمهای خارجی (مثل رایانه یا اندامهای مصنوعی) استفاده شوند. این ایده بخشی از مفهومیست که ایلان ماسک در پروژهی Neuralink دنبال میکند.
- درمان بیماریهای روانی یا اختلالات عصبی
مثلاً تنظیم ترشح سروتونین یا دوپامین با دقت بالا، کنترل حملات صرع، یا تثبیت الگوهای فعالیت مغزی در افسردگی یا اختلالات دوقطبی. - تقویت حافظه و هوش
در حالت پیشرفته، ممکن است نانو رباتها بتوانند الگوهای ذخیرهسازی حافظه را تقویت یا بازسازی کنند یا حتی اطلاعات جدید را وارد مغز کنند. البته این ایده بیشتر در حد فرضیه و داستانهای علمی-تخیلی است، ولی تحقیقاتی در این زمینه هم شروع شده است.
سخن پایانی
بنابر آنچه گفته شد، طی سالهای آینده شاهد بهکاریگیری رباتها و قابلیتهای هوش مصنوعی در بدن انسان خواهیم بود. اگر تا آن زمان زنده باشیم خواهیم دید که انسانها برای استفاده از این امکانات درون بدن خود با یکدیگر رقابت میکنند. مفهوم آموزش به شکل فعلی آن از بین میرود و کودکان از پدران خود میخواهند برایشان تراشهی مغز تهیه کنند تا حافظهی ابری داشته باشند و محاسباتی با سرعت ماشین حساب داشته باشند. صاحبان مشاغل به این تکنولوژیها نیاز خواهند داشت تا بتوانند جلسات کاری خود را بدون زحمت و در ذهن خود برقرار کنند. عدهای برای افزایش قدرت عضلانی، عدهای برای افزایش اکسیژنرسانی به سلولهای بدن، عدهای برای افزایش راندمان فکری و جسمی، و بیماران برای درمان بیماری خود ترجیح میدهند رباتیک شوند. اصلا تصور کنید اگر شما بتوانید با یک عمل جراحی نسبتا ارزان، سرعت پردازش مغز خود را چند میلیون برابر کنید، آیا وسوسه نمیشوید که این کار را انجام دهید؟
همانطور که ری کورزویل پیش بینی کرده است، طی سالیان آتی، انسان و ربات با یکدیگر عجین میشوند. تشخیص ربات از انسان و انسان از Cyborg سخت خواهد شد و انسان ناب بودن گوهری خواهد بود که کمیاب میگردد. انسان، خود مسیری اینچنین را انتخاب کرده و انتخاب دیگری وجود ندارد. اگر الآن بتوانید بدون استفاده از تکنولوژی زندگی کنید، پس از تکینگی هم میتوانید انسان-ربات نباشید. اگر مقاومت کنید و ربات نباشید، سرعت انسان-رباتها را نخواهید داشت و از دنیای پر هیاهو و پر سرعت زمانهی خود به شدت عقب میمانید، پس میلی جبرگرایانه در شما بهوجود خواهد آمد که cyborg شوید. طی سالیان آتی نه چندان دور، تولید محصولات و خدمات به کمک رباتها و هوش مصنوعی بسیار افزایش پیدا کرده، بهرهوری افزایش مییابد، عرضه بیشتر شده و تقاضا کاهش مییابد و انسان با یک بحران بیکاری عمومی دست و پنجه نرم خواهد کرد. این یک بحران اجتماعی است و نباید به آن به دید شخصی و توانمندیهای فردی نگریست. مشخص نیست انسانهایی که کمتر کار خواهند کرد یا بیکار میشوند چگونه خواهند توانست کسب درآمد کنند. آیا دولتها از آنها حمایت خواهند کرد؟ آیا شرایطی فراهم میگردد که بیشتر انسانها کسب و کارهای کوچک و بزرگی راهاندازی کنند؟ اگر هرکسی بتواند آنچه میخواهد را به کمک رباتها یا هوش مصنوعی بهدست آورد، چه نیازی به ارائهی خدمات توسط دیگران خواهد بود و انسان چگونه خواهد توانست با رفع نیاز دیگر انسانها درآمدزایی کند؟ آیا همهی انسانها قادرند از فرصتها استفاده کرده و از چرخهی اقتصادی جامعه حذف نشوند؟ اگر از تکینگی عبور کنیم، آیا ماشین گوی سبقت را از انسان میرباید یا کنترل آن همچنان در دست بشریت خواهد ماند؟ این سوالی است که حتی ری کرزویل هم برای آن پاسخی ندارد.
از سوی دیگر، ابرقدرت جهان به کمک قدرتمندترین مرد آسمانها و زمین، ایلان ماسک، در حال تلاش برای فراهم ساختن امکان زندگی روی کرهی مریخ است. چنانکه گفته شد، ایلان ماسک خود اذعان داشته که جمعیت جهان در آینده به شدت سقوط خواهد کرد. پس چرا او به دنبال این بلندپروازیست؟ او اکنون قدرتمندترین هوش مصنوعی دنیا (Grok) را روی یک ابرکامپیوتر در اختیار دارد. این ابرهوش مصنوعی به چه کار او میآید؟ آیا او در حال تلاش برای انتقال گهوارهی ابرقدرت جهان بهجایی ورای کرهی زمین است تا پس از تکینگی، cyborgها در آنجا به زمین حکومت کنند؟ این ایده با قدرت گرفتن تنشهای سیاسی و قطبی شدن فضای جامعه در امریکا (به گفتهی کسانی که در امریکا زندگی میکنند) -جایی که زمانی مهد دموکراسی بود و اکنون دچار بازتعریف مفاهیم دموکراتیک درون جامعه است- تقویت میشود. آیا مرکز قدرت جهان درحال تغییر مکان است؟
کوتهسخن اینکه هوش مصنوعی و تکنولوژی نیامده که ابزاری باشد در اختیار انسان، او آمده که مفهوم انسان و زندگی بشر را دگرگون کند. در آیندهی نه چندان دور، انسان شاهد تغییرات اساسی در مفاهیم زندگی خود خواهد شد. در عصر جدیدی که کرونا آغازگر آن بود، انسان و ربات با یکدیگر عجین میشوند و احتمالا مدیریت جهان را انسان-رباتها برعهده خواهند گرفت. انسان ناچار به بازتعریف مفاهیم و ارزشها در زندگی خود خواهد شد. داشتن هنر یا تخصص دیگر ارزشمند نخواهد بود. دانستن یک یا چند زبان به غیر از زبان مادری نه دغدغه است نه برای رسیدن به آن تلاش چندانی نیاز است! مفهوم لذت بردن از زندگی دچار دگرگونی و بازتعریف خواهد شد. مفاهیمی چون واحد پولی و همچنین نحوهی درآمدزایی در زندگی انسان باید تغییر کند، زیرا در عصر جدیدی که بشر به ناچار به آن وارد میشود، درآمدزایی به شکل فعلی بیمعناست. پس کمربندها را محکم ببندید و به عصر رباتهای انساننما و ابرانسانهای رباتی سلام کنید. شما در حال عبور از پیچ مهمی در زندگی بشریت هستید و هیچ کس نمیداند پس از تکینگی چه خواهد شد.
مقاله بسیار جامعی بود که به خوبی اثرات بزرگ و مهیب این فناوری نوظهور رو در زمینه های علمی و فرهنگی و اجتماعی و روانشناسی و اقتصادی و سیاسی به تصویر کشیده.
دست مریزاد!